کسب درآمد هر فروش تا ۱۰۰۰۰ تومان

کسب در آمد هر کلیک ۶۰۰ ریال

بیشتر چیزای موبایل - وب عکس ایرانی

تی شرت خلیج همیشه فارس

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری



ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

فروشندگان مواد مخدر دستگیر شدند

 

نوع مطلب :اخبار تازه ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری

 مرد كه به تهیه و فروش قرص‌های روانگردان در استان‌های تهران، قزوین و اصفهان اقدام می‌كردند، در یكی از محله‌های تهران شناسایی و دستگیر شدند.

به گزارش فارس و به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات، چندی پیش ماموران اطلاعات در پی گزارش‌های مردمی از فعالیت‌ اعضای یك باند كه به تهیه و فروش قرص‌های روانگردان در قزوین اقدام می‌كردند، اطلاع یافتند و در پی عملیات ویژه، اعضای این باند را دستگیر كردند. آنها با انتقال به مركز پلیس جرایم خود را پذیرفتند.

در ادامه تحقیقات پلیسی دو عضو فرار ی باند هم در تهران دستگیر و به تهیه  قرص های روانگردان اعتراف كردند.
 


ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

نمره گرفتن ایرانی . طنز و خنده دار

 

نوع مطلب :جوك و طنز ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری



ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

دختر فراری

 

نوع مطلب :اخبار تازه ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری

faghr-b6.jpg

20سال‌ بیشتر ندارد و در یک‌ خانه‌ فساد در دام‌ ماموران‌ گرفتار شده‌ است‌. فیلم‌ گذشته‌اش‌ را به‌ عقب‌ برمی‌گرداند و تلخی‌های‌ زندگی‌اش‌ را چنین‌ به‌ تصویر می‌کشد:

اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌. پدرم‌ بنا بود. از روزی‌ که‌ به‌ دنیا آمدم‌ صدای‌ دعواهای‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا می‌کردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر دیگری‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در دریای‌ تلخی‌، کینه‌ و درگیری‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهمیتی‌ به‌ من‌ و خواهر کوچکم‌ نمی‌داد. دیگر از این‌ وضعیت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را می‌کشیدم‌. اما افسوس‌... افسوس‌ که‌ مادرم‌ تمام‌ فکرش‌ معشوقه‌اش‌ علی‌ بود. زندگی‌ ما بخاطر وجود او سیاه‌ شده‌ بود. نمی‌توانستم‌ خیانت‌های‌ مادرم‌ به‌ پدرم‌ را تحمل‌ کنم‌. از آخرش‌ می‌ترسیدم‌ اگر یک‌ روز پدرم‌ می‌فهمید چه‌ می‌شد. پدرم‌ بخاطر کارش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد مادرم‌ هم‌ در غیاب‌ پدرم‌، علی‌ را به‌ خانه‌ می‌آورد. گاه‌گاهی‌ هم‌ با او به‌ تفریح‌ و گردش‌ می‌رفت‌. دلم‌ به‌ حال‌ پدرم‌ می‌سوخت‌. بخاطر مادرم‌ و بچه‌هایش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد. اما چه‌ بی‌فایده‌، شب‌ها هم‌ با مادرم‌ دعوا می‌کرد. چون‌ بی‌توجهی‌هایش‌ را نسبت‌ به‌ زندگی‌ و بچه‌هایش‌ می‌دید
.

فروشگاه اینترنتی www.30CD.com

فروشگاه اینترنتی www.30CD.com


بالاخره‌ اتفاقی‌ که‌ می‌ترسیدم‌ افتاد. یک‌ روز که‌ مثل‌ همیشه‌ علی‌ در خانه‌ ما بود پدرم‌ ناگهان‌ سرزده‌ وارد خانه‌ شد. هیچ‌ وقت‌ آن‌ روز را فراموش‌ نمی‌کنم‌. غوغایی‌ به‌ پا شد. علی‌ با پدرم‌ درگیر شد او را کتک‌ زد و از خانه‌ فرار کرد. مادرم‌ هم‌ با او رفت‌. پدرم‌ فردای‌ آن‌ روز تقاضای‌ طلاق‌ داد. بیچاره‌ حتی‌ شکایتی‌ هم‌ از مادرم‌ نکرد. در همین‌ گیرودار بودیم‌ که‌ پدرم‌ از غصه‌ دق‌ کرد و مرد. شاید هم‌ فکر آن‌ صحنه‌ که‌ مرد بیگانه‌یی‌ در خانه‌اش‌ بود، آزارش‌ می‌داد. بعد از مرگ‌ پدرم‌، من‌ و خواهرم‌ مجبور شدیم‌ پیش‌ مادرم‌ برویم‌. مادرم‌ هم‌ نگذاشت‌ چهلم‌ پدرم‌ بگذرد، با علی‌ معشوقه‌اش‌ ازدواج‌ کرد. علی‌ اخلاقش‌ بسیار بد بود. چون‌ مواد مصرف‌ می‌کرد، مادرم‌ را کتک‌ می‌زد. من‌ و خواهرم‌ را عذاب‌ می‌داد. یک‌ بار هم‌ علی‌ مشغول‌ کشیدن‌ تریاک‌ بود که‌ من‌ با او درگیر شدم‌ با سیخ‌ پاهایم‌ را سوزاند. به‌ گریه‌ افتادم‌. مادرم‌ هم‌ به‌ جای‌ اینکه‌ برای‌ دخترش‌ دلسوزی‌ کند با صدای‌ بلند از من‌ خواست‌ که‌ به‌ اتاق‌ دیگری‌ بروم‌ آن‌ شب‌ تا صبح‌ گریه‌ کردم‌ و می‌گفتم‌ چرا باید سرنوشت‌ من‌ این‌ گونه‌ می‌شد. چرا در این‌ خانواده‌ متولد شدم‌. چرا پدرم مرد و
...

فروشگاه اینترنتی www.30CD.com

فروشگاه اینترنتی www.30CD.com

آن‌ شب‌ تمام‌ وسایلم‌ را جمع‌ کردم‌، تصمیم‌ گرفتم‌ از خانه‌ فرار کنم‌. صبح‌ زود، وقتی‌ مادرم‌ و علی‌ خواب‌ بودند، از آن‌ خانه‌ بیرون‌ آمدم‌. احساس‌ آرامش‌ می‌کردم‌ گویا کبوتر قلبم‌ آزاد شده‌ بود و در آسمان‌ پرواز می‌کرد. نمی‌دانستم‌ کجا باید بروم‌ ولی‌ خیالم‌ راحت‌ بود که‌ از آن‌ شکنجه‌گاه‌ خلاص‌ شده‌ام‌.
به‌ خانه‌ عمه‌ام‌ رفتم‌. اما عمه‌ام‌ آنقدر مادرم‌ و علی‌ را نفرین‌ کرد که‌ از آنجا ماندن‌ هم‌ خسته‌ شدم‌. از آن‌ خانه‌ راحت‌ شده‌ بودم‌، اما عمه‌ام‌ باز حرف‌ آنها را می‌زد. یک‌ شب‌ بیشتر نتوانستم‌ تحمل‌ کنم‌. فردای‌ آن‌ روز از خانه‌ عمه‌ام‌ بیرون‌ آمدم‌. نمی‌دانستم‌ کجا باید بروم‌. نه‌ پولی‌ داشتم‌، نه‌ جایی‌ برای‌ زندگی‌
.

لباس‌ پسرانه‌ می‌پوشیدم‌ و در دستشویی‌ پارک‌ها می‌خوابیدم‌. یک‌ شب‌ در دستشویی‌ پارک‌ با یک‌ دختر فراری‌ که‌ سرنوشتش‌ مثل‌ من‌ بود، آشنا شدم‌. او می‌گفت‌ با پسری‌ دوست‌ شده‌ که‌ به‌ او قول‌ ازدواج‌ داده‌ است‌. گاه‌گاهی‌ هم‌ به‌ خانه‌اش‌ می‌رود. از من‌ خواست‌ که‌ به‌ خانه‌ دوست‌ پسرش‌ بروم‌. فردای‌ آن‌ روز به‌ آنجا رفتیم‌. خانه‌ بزرگی‌ در مرکز شهر بود. در آنجا دختر و پسران‌ زیادی‌ رفت‌ و آمد داشتند. آن‌ وقت‌ فهمیدم‌ که‌ آنجا یک‌ مرکز فساد است‌. رییس‌ خانه‌ فساد پیرمرد سرحالی‌ بود که‌ با نوه‌اش‌ همان‌ پسری‌ که‌ به‌ دوستم‌ قول‌ ازدواج‌ داده‌ بود آنجا را اداره‌ می‌کرد. از من‌ خواستند که‌ خودفروشی‌ کنم‌ و‌ در آنجا بمانم‌. من‌ هم‌ مجبور شدم‌ قبول‌ کنم‌. چون‌ جایی‌ برای‌ ماندن‌ نداشتم‌
.

هر شب‌ مرا به‌ مردان‌ سن‌ بالا اجاره‌ می‌دادند و پولش‌ را پیرمرد (رییس‌ خانه‌ فساد)می‌گرفت‌. آن‌ دختر هم‌ که‌ در دستشویی‌ پارک‌ با او آشنا شدم‌ وسیله‌یی‌ بود تا دختران‌ فراری‌ را به‌ دام‌ بیندازد. به‌ هرحال‌ گرفتار آنجا شده‌ بودم‌. از خودم‌ بدم‌ می‌آمد. از زندگی‌ام‌، آنقدر آلوده‌ بودم‌ که‌ دلم‌ می‌خواست‌ بمیرم‌. همیشه‌ با خود می‌گفتم‌ اگر من‌ یک‌ پدر و مادر دلسوزی‌ داشتم‌ در این‌ زندان‌ سیاه‌ نبودم‌. کاش‌ حداقل‌ پدرم‌ زنده‌ می‌ماند، محبتم‌ می‌کرد. آه‌ که‌ چقدر به‌ دستان‌ نوازشگر پدرم‌ نیاز داشتم‌. اما نمی‌دانستم‌ چه‌ کار باید بکنم‌. نه‌ راه‌ پس‌ داشتم‌ نه‌ راه‌ پیش‌
.

آنقدر در دریای‌ آلوده‌ غرق‌ شده‌ بودم‌ که‌ دیگر به‌ هیچ‌ چیز و هیچ‌ کس‌ فکر نمی‌کردم‌، بی‌خیال‌ شده‌ بودم‌. باید تسلیم‌ سرنوشت‌ می‌شدم‌. چند ماهی‌ گذشت‌ و یک‌ روز ماموران‌ به‌ آن‌ خانه‌ ریختند و مرا هم‌ دستگیر کردند. شاید دیگران‌ از این‌ جمله‌ من‌ خنده‌شان‌ بگیرد، اما دلم‌ برای‌ مادرم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌ ، شاید شکنجه‌گاه‌ آن‌ خانه‌ بهتر از آلودگی‌ و گناه‌ بود. اما او چقدر بی‌محبت‌ بود. انگار از محبت‌ مادری‌ بهره‌یی‌ نبرده‌ بود. او حتی‌ بعد از فرار من‌ به‌ پلیس‌ هم‌ مراجعه‌ نکرده‌ بود که‌ از آنها بخواهد بچه‌اش‌ را برایش‌ پیدا کنند. بعضی‌ اوقات‌ به‌ خودم‌ می‌گویم‌ او مرا فدای‌ معشوقه‌اش‌ علی‌ کرد. دلم‌ برای‌ خواهر کوچکم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌، دوست‌ دارم‌ بدانم‌ که‌ الان‌ چه‌ می‌کند. آیا علی‌ باز هم‌ او را شکنجه‌ می‌دهد. ولی‌ دلم‌ می‌خواهد تحمل‌ کند تا سرنوشتی‌ مثل‌ من‌ نداشته‌ باشد
.

دختر جوان‌ به‌ فکر فرو می‌رود، بعد از چند دقیقه‌ ادامه‌ می‌دهد: بزرگترین‌ آرزویم‌ خوشبختی‌ خواهرم‌ است‌. دوست‌ دارم‌ زودتر از زندان‌ آزاد شوم‌. پیش‌ خواهرم‌ برگردم‌. هر دو کار کنیم‌ و خرج‌ زندگی‌ تامین‌ شود. چه‌ رویاهایی‌ داشتم‌. دوست‌ داشتم‌ درس‌ بخوانم‌، برای‌ خودم‌ کسی‌ بشوم‌. اما نفرین‌ بر این‌ روزگار که‌ مرا پشت‌ میله‌های‌ زندان‌ انداخت‌



ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

Corvette ZR1 review 2009 - New Car Photos

 

نوع مطلب :عکسهای جالب و جدید ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری

Corvette ZR1 review 2009 - New Car Photos

عکس های ماشین جدید و خوشگل Corvette ZR1



ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

میلیون‌ها عكس لایف آنلاین می‌شود

 

نوع مطلب :اخبار تازه ،

نوشته شده توسط:امیرحسین افتخاری

شركت گوگل اعلام كرد یك گالری آنلاین عكس راه اندازی كرده تا میلیون ها عكس تاریخی از آرشیو نشریه لایف را بر روی اینترنت قرار دهد.
 
به گزارش آی سی تی ورلد به نقل از تك ورلد، این عكس ها مربوط به سال 1860 میلادی به این سو هستند وبسیاری از آنها تاكنون در معرض دید عموم قرار نگرفته بودند.

در مجموع 2 میلیون عكس در این مجموعه بی نظیر وجود دارد و گوگل اعلام كرده درحال اسكن كردن 10 میلیون قطعه عكس دیگر از آرشیو یاد شده است و به تدریج آنها را به این آرشیو اضافه می كند.

بر طبق اعلام مسئولان نشریه لایف 97 درصد از عكس های موجود در آرشیو این مجله هرگز برای عموم مردم نمایش داده نشده اند و برای اولین بار گوگل این عكس ها را بر روی اینترنت قرار خواهد داد.

علاقمندان به خرید نسخه های باكیفیت عكس های یاد شده موظف به پرداخت هزینه هستند.


ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
  • تعداد کل صفحات:177 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


تی شرت خلیج همیشه فارس جمعه 1 آذر 1387
فروشندگان مواد مخدر دستگیر شدند جمعه 1 آذر 1387
نمره گرفتن ایرانی . طنز و خنده دار جمعه 1 آذر 1387
دختر فراری جمعه 1 آذر 1387
Corvette ZR1 review 2009 - New Car Photos پنجشنبه 30 آبان 1387
میلیون‌ها عكس لایف آنلاین می‌شود پنجشنبه 30 آبان 1387
دزدان دریایی برای پس دادن ابرنفتکش باج خواستند پنجشنبه 30 آبان 1387
چرا خانم ها پسرهای مامانی را دوست ندارند پنجشنبه 30 آبان 1387
لباس های فروشگاه سایت ما چهارشنبه 29 آبان 1387
قورباغه مرده در اسفناج چهارشنبه 29 آبان 1387
ماجراجویی دختر 23 ساله در اتوبان مدرس! چهارشنبه 29 آبان 1387
چگونه دوست دختر پیدا كنیم؟ چهارشنبه 29 آبان 1387
عجیب ترین رسم‌های ازدواج در دنیا(خیلی قشنگ++داغ) چهارشنبه 29 آبان 1387
زن ذلیل زی زی سه شنبه 28 آبان 1387
8 روش موثر برای کنترل قند خون سه شنبه 28 آبان 1387
دلائل آزار مردان توسط زنان !(طنز) سه شنبه 28 آبان 1387
چرا این زنه رفت بیرون ؟ سه شنبه 28 آبان 1387
Chris Brown Wallpaper دوشنبه 27 آبان 1387
emma raberts دوشنبه 27 آبان 1387
نگار جواهریان دوشنبه 27 آبان 1387
عکس تک چرخ دو تا کامیون 18 چرخ دوشنبه 27 آبان 1387
فروشگاه سایت ما دوشنبه 27 آبان 1387
بازی آنلاین گرگ و خون آشام دوشنبه 27 آبان 1387
Disney Characters Made Of Flowers دوشنبه 27 آبان 1387
مقاله درباره ی گیاه خواری دوشنبه 27 آبان 1387
زنان موفق دنیا یکشنبه 26 آبان 1387
هنر نمایی فتوشاپ یکشنبه 26 آبان 1387
بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران یکشنبه 26 آبان 1387
ماجرای جالب بدپیت یکشنبه 26 آبان 1387
فرق ایران و ترکیه - iran VS turkey یکشنبه 26 آبان 1387
لیست آخرین پستها
نظرسنجی
    آیا دوباره به این وبلاگ بر میگردی؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گرفتن کد عکس باکس